تبليغاتX
مگه چي خواستم ازت ...
همیشه عاشق

سلام عزیزم

بازم من

همون دلتنگ همیشگی

هنوز دفترتو ننوشتم

کل نوشته هام تو یه سری کاغذه که هر کدوم یه گوشه ان

یا زیر تخت ، یا کنار بالش، توی چمدون

خلاصه هرجا که بخوای میشه این کاغذارو پیدا کرد

دلم خیلی تنگ شده برات

2ماه ، حداکثر 3 ماه بهت احتیاج داشتم، تو هم همینطور

حال دل خودمو میدونم

حال دل تورم همینطور

شاید اشتباه کنم

ولی میدونم که ته دلت راضی به این کار نبودی

کاش من این مشکل کوفتی رو نداشتم

اونوقت میشد برا همیشه باهات باشم

خیلی میخوامت

اگه میشه 3 ماه بهم فرصت بده با عشقم باشم

بعدش خدا بزرگه، ما که تا اینجا اومدیم

این 3 ماهم بزا روش

خواهش میکنم

میترسم از غربت شهرتون، به خدا قسم میترسم از آدماش

تو کنارم نباشی دق میکنم اونجا

تنهام نذار

دوستت دارم

دیگه چقدر باید التماس کنم

2 سال بخاطرت موندم

2 ماه بخاطرم تحمل کن

خواهش میکنم

میترسم


+ نوشته شده در  جمعه 15 آبان1388ساعت 22:49
  به قلم: شبگرد  | 

عمر من غارت شد و غارت گر از من دور شد ... من صبوري كردم و غارت گرم مغرور شد

 saeeeeeed kheyli mitarsam

az hame chi mitarsam

komakam kon

tanham nazar

mitarsam


+ نوشته شده در  جمعه 15 آبان1388ساعت 22:33
  به قلم: شبگرد  | 

عمر من غارت شد و غارت گر از من دور شد ... من صبوري كردم و غارت گرم مغرور شد
دلم داره بدجور باهام بازی میکنه

دارم سعی میکنم با خودم کنار بیام و به حرفات عمل کنم

دارم سعی میکنم درمورد عشقت منطقی باشم

ولی قدرت عشقم اونقدر زیاده که نمیشه

هر روز بیشتر میشه

باور میکنی؟؟؟

دارم برا عشقت زندگی میکنم

برا تو نفس میکشم

اسمت که میاد رو لبم

ناخودآگاه اشک میاد تو چشام

باور نمیکنم که عاشق شدم

حالا هم که شدم به این راحتی عشقم از دستم بره

روزی که واقعا فهمیدم رفتی دلم داشت تو عالم خودش غصه میخورددعواش کردم

گفتم عشقت دوست نداره اشک بریزی

گفتم .............

ولی الان....................

من منتظر میمونم تا دوباره ببینمش

انتظار دیدن عشقم برام بهترین آرزو هستش


عزیزم برا تو و به یاد تو زندگی میکنم و

جاتو به هیچکس نمیدم


دوستت دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آبان1388ساعت 19:50
  به قلم: شبگرد  | 

عمر من غارت شد و غارت گر از من دور شد ... من صبوري كردم و غارت گرم مغرور شد
حال من دست خودم نیست

دیگه اروم نمیگیرم

دلم از کسی گرفته

که میخوام براش بمیرم

باز سرنوشتو انتهای اشنایی

باز لحظه های غم انگیز جدایی

باز لحظه های ناگذیر دل بریدن

بازم اخر راهو حس تلخ نرسیدن

پای دنیای تو موندم مثل عاشقای عالم

تا منو ببخشی اخر تا دلت بسوزه کم کم

مثل ایینه روبرومه حس با تو بودن من

دارم از دست تو میرم عاشقی کن منو نشکن
+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آبان1388ساعت 19:37
  به قلم: شبگرد  | 

عمر من غارت شد و غارت گر از من دور شد ... من صبوري كردم و غارت گرم مغرور شد
سلام عزیزم

سلام عشقم

خوبی؟؟

میدونم گلم حال و روز خوبی نداری،

منم بدتر از توام

دارم خودم با هرچی که فکرشو بکنی مشغول میکنم

اما به خدا فایده نداره

اونروز ، نارنجی، بهترین روز تو زندگیم بود

اونروز تقریبا آروم بودم

یعنی عشق و یاد تو آرومم کرد

برای دیدنت و با تو بودن لحظه شماری میکنم ، انتظار میکشم

ولی بعد اینکه ازت جدا میشم احساس بدی پیدا میکنم

بد که نه

..............

جدایی از تو اذیتم میکنه

 حتی 1 ثانیه که ازم دور میشی

حس غریبی و تنهایی میاد سراغم

 کاش میشد با هم بودنمون تموم نمیشد

کاش میشد از زمان خواست که وایسته

کاش دغدغه های زندگی مارو تنها میذاشتن

کاش لحظه های با تو بودن تکرار میشد


فدات

فدای نگات

فدای لبخندت

فدای کل وجودت

همیشه دوستت دارم

فرصتم برای با تو بودن خیلی کمه

میخوام تمام این مدت با تو باشم

و خودمو برای بی تو بودم آماده کنم

عزیزم خیلی سخته،

کاش میشد منو از خودت میدونستی

کاش میشد برا همیشه با هم بودیم

تنهام نذار که بدون تو

به خدا قسم نفس کم میارم



دوستت دارم


+ نوشته شده در  دوشنبه 27 مهر1388ساعت 16:35
  به قلم: شبگرد  | 

عمر من غارت شد و غارت گر از من دور شد ... من صبوري كردم و غارت گرم مغرور شد
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند

مثل آسمانی که امشب می بارد....


و اینک باران

بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند

و چشمانم را نوازش می دهد

تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

..........................................................................

در امتداد نگاه تو

لحظه های انتظار شکسته می شود


و بغض تنهایی من

مغلوب وجود تو می شود

..............................

این شب ها

چشم های من خسته است


گاهی اشک ، گاهی انتظار

این سهم چشم های من است

.....................

در حضور واژه های بی نفس

صدای تیک تیک ساعت را گوش کن


شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 مهر1388ساعت 19:49
  به قلم: شبگرد  | 

عمر من غارت شد و غارت گر از من دور شد ... من صبوري كردم و غارت گرم مغرور شد
خواهر زادش

ارسای کوچولو

رفت پیش خدا

خدا به سعید و خونوادش صبر بده

ارسای فقط یک سال و نیم داشت

من دیده بودمش

خیلی خوشگل بود

من بغلش کرده بودم

خدا خودش داد و خودشم گرفت

حکمت بوده حتما

خدا دوستت دارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 مهر1388ساعت 19:34
  به قلم: شبگرد  | 

عمر من غارت شد و غارت گر از من دور شد ... من صبوري كردم و غارت گرم مغرور شد

سلام عزیزم،

خوبی ؟ بهتر شدی؟

آروم شدی ماه من؟

میدونم بیتابی؟

میدونم بدون من داری نفس کم میاری،

آروم باش عزیزم،

آروم آروم من کنارتم ،

احساسم میکنی مگه نه

منم دارم حست میکنم

آروم باش عزیزم آروم آروم ،

آروم تر از همیشه

به قول خودت با اینکه دوریم ازهم وجدا

ولی لحظه لحظه پیش همیم

حالتو میفهمم عزیزم

چرا نمیتونیم بهم برسیم؟

چرا نمیتونیم باهم باشیم؟؟

ولی عزیزم خدا

خدا تا وقتی هست کمکمون میکنه

خدا دوسش دارم

هر چی صلاحه

با اون باشم

هیچی برام مهم نیست

حتی اگه این مدت کوتاه باشه

بهش کمک کن خدایا

توکل میکنم به تو

+ نوشته شده در  شنبه 21 شهریور1388ساعت 16:43
  به قلم: شبگرد  | 

عمر من غارت شد و غارت گر از من دور شد ... من صبوري كردم و غارت گرم مغرور شد
مگه تو نبودی که میگفتی گریه نکنم؟؟

مگه این تو نبودی که وقتی میخواستم برم گفتی چرا میخوام تنها دلخوشیتو ازت بگیرم؟

گفتی چرا به دوست داشتنت شک کردم؟؟

مگه تو نگفتی تنهات نزارم و اگه برم همه چیرو بهم میریزی؟؟

مگه تو نگفتی بعد خدا پشتتو دستای من پر کرده؟؟

مگه تو نگفتی دل نازتو نشکستم و نمیتونم اینکارو بکنم؟؟

مگه تو نگفتی بگی بمیر میمیرم ،هروقت خواستی زنده میشم؟؟

سعید الان هرروزم، هر ثانیه، همه ی لحظه هام شده گریه

کجایی تا نزاری اشک بریزم؟؟

کجایی تا................؟؟

سعید میدونم دلتنگی و آروم نداری

میدونم دلت برام یه ذره شده ولی نمیتونی

میدونم هنوز خیلی دوسم داری

ولی سعید دوری داره بدجور اذیتمون میکنه

تورو بیشتر از من داره اذیت میکنه

میدونم به سختی داری تحمل میکنی

آروم باش عزیزم،

تقصیر تو نبود،

به خدا میدونم دست روزگاره

تو آروم باشی منم آروم میشم

وقتی از تو و برا تو مینویسم آروم ترم میشم

یادته این جمله "دوست دارم وقتی صبح بلند میشم اس ام اس تورو ببینم، فدای دستای نازت"

حالا همین دستا برات مینویسه،

و همین دستا خودشون چشای بارونیمو پاک میکنن

و همین دستا دارن برات مینویسن ،

با اینکه گاهی هم از گلایه ها مینویسن ،

ولی تو بخش عزیزم

"دوستت دارم نه به اندازه ی من، نه به اندازه ی تو ، شاید کمی بیشتر از هردویمان"

جمله ی خودته.

بازم میگم دوستت دارم،

این بهترین جمله ای که میشه به زبون آورد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 شهریور1388ساعت 13:11
  به قلم: شبگرد  | 

عمر من غارت شد و غارت گر از من دور شد ... من صبوري كردم و غارت گرم مغرور شد

آره

عذاب وجدان

عشقم 3 روز پیش اس ام اس زده ب

ود ولی من خیلی بد کردم،

بد جوابشو دادم آخه برام خیلی سخت بود

این مدت خیلی دلتنگش بودم ،

دلمم ازش پر بود،

الهی بمیرم براش هرچی دلم خواست گفتم و اون چیزی نگفت،

فقط آخرا یخورده عصبانی شد،

الان عذاب وجدان دست از سرم برنمیداره،

هی اس ام اس مینویسم پاک میکنم،

نمیدونم................

خیلی دوستت دارم عزیزم و تازه تازه دارم درکت میکنم،

تازه و آروم آروم دارم میفهمت،

تازه میفهمم که من چقد به فکر خودم بودم

ولی همش میگفتم بخاطر تو

آره این جدایی لازمه تا بفهمم و درکت کنم

منظورتو از حرفات بفهمم

ازت معذرت میخوام

بخاطر همه اشتباهاتم

بخاطر اذیتهام بخاطر همه چیز

دوستت دارم بهترینم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 شهریور1388ساعت 0:4
  به قلم: شبگرد  | 

عمر من غارت شد و غارت گر از من دور شد ... من صبوري كردم و غارت گرم مغرور شد


دیگه نمیتونم ، دیگه طاقت ندارم
میفهمی چی میگم؟؟؟؟
نه نمیفهمی، هیچوقت نفهمیدی ،نمیخوام ازت گله کنم،
ولی این رسمش نبود، به عشقمون قسم این رسمش نبود
عزیزم باهام بد کردی خیلی بد،
دارم داغون میشم، دیگه طاقت ندارم،
هرکی هرچی بهم میگه زود میپرم بهش و جیغ وداد را میندازم
با مامان و بابام همش دعوا میکنم، از خودم و اطرافم خسته شدم،
میشه تمومش کنی، داره دیر میشه ها، بسته دیگه
اه، حالم داره بهم میخوره از این زندگی،
راستی هفته پیش 4روز بیمارستان بودم،
خواهرم میخواست بهت خبر بده، نذاشتم،
نمیخواستم ناراحت بشی و اینکه میدونستم نمیای حتی اگه هم میخواستی بیای نمیتونستی چون ...

سعید بگو چرا؟؟؟
مگه چی خواستم ازت جز اینکه تنهام نذاری، جز اینکه............................
سعید دلم خیلی ازت پره، میخوام فقط فحشت بدم و بعد بگم....
بگم هنوز دوستت دارم، خیلی خیلی دوستت دارم
رفتنت باعث نمیشه یه ذره از عشقم کم بشه بلکه بیشتر به خودم و عشقم ایمان میارم، 
سعید بهترین دوره ی زندگیمو باتو بودم، بهترین لحظاتم در با "در کنار تو بودن " خلاصه میشد
چه بد ، چه خوب، فقط کنار تو.
نمیتونم کس دیگه ای رو جات بزارم ، سعی کردم نشد به عشقمون قسم نشد
سعید بسته دیگه
میدونم، برا رفتنت بهونه داشتی و مث همیشه یه توجیه منطقی 
عزیزم میدونم هنوز دوستم داری وبدون من ....داری وانمود میکنی که خوبی 
دیگه نمیتونم بنویسم، اشکام امون نمیده، نفسم درنمیاد،عادت کردم شبا با بالش خیس بخوابم،
عادت زیبایی  و من دوستش دارم 
سعید ازم چی میخواستی؟؟
مگه نخواستی دوستت داشته باشم ؟؟
مگه تو ازم نخواستی باهات باشم پس چرا؟؟؟؟

عزیزم، نازنینم، هنوزم
...............
خیلی میخوامت
................................
....................................
+ نوشته شده در  یکشنبه 1 شهریور1388ساعت 1:38
  به قلم: شبگرد  | 

عمر من غارت شد و غارت گر از من دور شد ... من صبوري كردم و غارت گرم مغرور شد


-------------------------
آخه من مگه واست چی کم گذاشتم
عشق و دل و هر چی که از جوونی داشتم
-------------------------------------------
راضی شدیم به جدایی هردو
غماش مال من، شادیاش واسه تو
این ترانه رو می خونم و می بارم
کاشکی بفهمی الان چه حالی دارم
--------------------------------------------------------

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 شهریور1388ساعت 1:32
  به قلم: شبگرد  | 

عمر من غارت شد و غارت گر از من دور شد ... من صبوري كردم و غارت گرم مغرور شد